پسر چون ز ده بر گذشتش سنین
ز نامحرمان گو فراتر نشین
این متن شعر سعدی دربارهی تربیت صحیح فرزندان است. شاعر به پدران توصیه میکند که باید از سنین نوجوانی به تربیت فرزندانشان اهمیت دهند و آنها را با خرد و دانایی آشنا کنند. او هشدار میدهد که اگر فرزند در مسیر درست تربیت نشود، ممکن است در آینده دچار مشکلات و بینام و نشان شود. سعدی تأکید میکند که فرزندان باید از سختیها و یادگیریهای زندگی بهرهمند شوند و به کار و تلاش عادت کنند. او همچنین بر اهمیت دوری از افراد بد و ناپاک در زندگی تأکید دارد، زیرا این افراد میتوانند تأثیر منفی بر تربیت کودک بگذارند. در نهایت، سعدی میگوید که پدر و مادر باید مراقب باشند و از فرزندان خود به درستی حمایت کنند تا آنها بتوانند در جامعه به خوبی زندگی کنند و به موفقیت برسند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پسر چون ز ده بر گذشتش سنین
ز نامحرمان گو فراتر نشین
بر پنبه آتش نشاید فروخت
که تا چشم بر هم زنی خانه سوخت
چو خواهی که نامت بماند به جای
پسر را خردمندی آموز و رای
که گر عقل و طبعش نباشد بسی
بمیری و از تو نماند کسی
بسا روزگارا که سختی برد
پسر چون پدر نازکش پرورد
خردمند و پرهیزگارش بر آر
گرش دوست داری به نازش مدار
به خردی درش زجر و تعلیم کن
به نیک و بدش وعده و بیم کن
نوآموز را ذکر و تحسین و زه
ز توبیخ و تهدید استاد به
بیاموز پرورده را دسترنج
وگر دست داری چو قارون به گنج
مکن تکیه بر دستگاهی که هست
که باشد که نعمت نماند به دست
به پایان رسد کیسهٔ سیم و زر
نگردد تهی کیسهٔ پیشهور
چه دانی که گردیدن روزگار
به غربت بگرداندش در دیار
چو بر پیشهای باشدش دسترس
کجا دست حاجت برد پیش کس؟
ندانی که سعدی مراد از چه یافت؟
نه هامون نوشت و نه دریا شکافت
به خردی بخورد از بزرگان قفا
خدا دادش اندر بزرگی صفا
هر آن کس که گردن به فرمان نهد
بسی بر نیاید که فرمان دهد
هر آن طفل کاو جور آموزگار
نبیند، جفا بیند از روزگار
پسر را نکو دار و راحت رسان
که چشمش نماند به دست کسان
هر آن کس که فرزند را غم نخورد
دگر کس غمش خورد و بدنام کرد
نگهدار از آمیزگار بدش
که بدبخت و بی ره کند چون خودش