یکی گفت با صوفییی در صفا
ندانی فلانت چه گفت از قفا
در این شعر، شاعر به اهمیت سکوت در برابر سخنان دشمن اشاره میکند و میگوید که نباید به حرفهای دشمن گوش کرد، زیرا ممکن است اوضاع را بدتر کند. او تأکید میکند کسانی که پیغامهای دشمن را میآورند، خود نیز دشمناند و از این نوع افراد باید دوری کرد. همچنین، سخنچینی که باعث فتنهانگیزی میشود، میتواند موجب جنگ و درگیری بین افراد شود. در نهایت، شاعر میگوید که از همنشینی با افرادی که فتنه را برمیانگیزانند باید پرهیز کرد، زیرا آتش جنگ از زبان آنها ساخته میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی گفت با صوفییی در صفا
ندانی فلانت چه گفت از قفا
بگفتا خموش، ای برادر، بخفت
ندانسته بهتر که دشمن چه گفت
کسانی که پیغام دشمن برند
ز دشمن همانا که دشمنترند
کسی قول دشمن نیارد به دوست
جز آن کس که در دشمنی یار اوست
نیارست دشمن جفا گفتنم
چنان کز شنیدن بلرزد تنم
تو دشمنتری کآوری بر دهان
که دشمن چنین گفت اندر نهان
سخنچین کند تازه جنگِ قدیم
به خشم آورَد نیکمرد سلیم
از آن همنشین تا توانی گریز
که مر فتنهٔ خفته را گفت خیز
سیهچال و مرد اندر او بسته پای
به از فتنه از جای بردن بهجای
میان دو تن جنگ چون آتش است
سخنچین بدبخت هیزمکش است