شنیدم که از پارسایان یکی
به طیبت بخندید با کودکی
در اینجا داستانی دربارهی پارسایان نقل میشود که یکی از آنها به یک فرد خوشخلق و بیخبر تاختن میکند، در حالی که دیگر پارسایان به عیبجویی از او مشغولند. اما در نهایت این ماجرا به یکی از صاحبنظران بازگو میشود که میگوید نه خوشخلقی حرام است و نه غیبت جایز.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شنیدم که از پارسایان یکی
به طیبت بخندید با کودکی
دگر پارسایان خلوت نشین
به عیبش فتادند در پوستین
به آخر نماند این حکایت نهفت
به صاحب نظر باز گفتند و گفت
مدر پرده بر یار شوریده حال
نه طیبت حرام است و غیبت حلال!