مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود
در این شعر، راوی در نظامیه مشغول تحصیل است و از حسد یکی از دوستانش که بر او میبرد، گلایه میکند. او به استادش میگوید که وقتی او درباره معنی حدیث صحبت میکند، این دوست به او حسادت میورزد. استاد که شخصی فرزانه است، به تندگویی میگوید که حسادت از دوست پسندیده نیست و آن شخص را به خاطر غیبتش سرزنش میکند. او همچنین به راوی میگوید که اگر دوستش به راه نادرستی میرود، نباید او را دنبال کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا در نظامیه ادرار بود
شب و روز تلقین و تکرار بود
مر استاد را گفتم ای پر خرد
فلان یار بر من حسد میبرد
چو من داد معنی دهم در حدیث
بر آید به هم اندرون خبیث
شنید این سخن پیشوای ادب
به تندی برآشفت و گفت ای عجب!
حسودی پسندت نیامد ز دوست
که معلوم کردت که غیبت نکوست؟
گر او راه دوزخ گرفت از خسی
از این راه دیگر تو در وی رسی