بد اندر حق مردم نیک و بد
مگوی ای جوانمرد صاحبخرد
این متن درباره قضاوت نادرست و غیبت در حق دیگران صحبت میکند. نویسنده به جوانان نصیحت میکند که بدون بررسی رفتار افراد، آنها را قضاوت نکنند. او اشاره میکند که اگر کسی درباره دیگری بد بگوید، باید به این فکر کنیم که ممکن است خود او دچار نقصهایی باشد. همچنین غیبت را به دزدی تشبیه میکند و میگوید که غیبت کردن از دزدی بدتر است چرا که افراد به خاطر غیبت دیگران به هم بدگمان میشوند. در نهایت، نویسنده تأکید میکند که بدگویی و غیبت تنها به ایجاد مشکلات و سوءتفاهمها دامن میزند و نباید به این رفتارها دامن زد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بد اندر حق مردم نیک و بد
مگوی ای جوانمرد صاحبخرد
که بَدمرد را خصمِ خود میکنی
وگر نیکمردست بد میکنی
تو را هر که گوید فلان کس بد است
چنان دان که در پوستین خوَد است
که فعل فلان را بباید بیان
وز این فعل بد میبرآید عیان
به بد گفتن خلق چون دم زدی
اگر راست گویی سخن هم بدی
زبان کرد شخصی به غیبت دراز
بدو گفت دانندهای سرفراز
که یاد کسان پیش من بد مکن
مرا بدگمان در حق خود مکن
گرفتم ز تمکین او کم ببود
نخواهد به جاه تو اندر فزود
کسی گفت و پنداشتم طیبت است
که دزدی بسامانتر از غیبت است
بدو گفتم ای یار آشفته هوش
شگفت آمد این داستانم به گوش
به ناراستی در چه بینی بهی
که بر غیبتش مرتبت مینهی؟
بلی گفت دزدان تهور کنند
به بازوی مردی شکم پر کنند
ز غیبت چه میخواهد آن ساده مرد؟
که دیوان سیه کرد و چیزی نخورد!