شنیدم که در بزم ترکان مست
مریدی دف و چنگ مطرب شکست
در این شعر، شاعر به بزم و جشن ترکان اشاره میکند که در آن مریدی به صورت ناگهانی به ساز ضربه میزند. وقتی که مرید در حال کشیدن چنگ است، غلامان او را مورد ضرب و شتم قرار میدهند. در ادامه شب به خاطر درد و ضربهها نمیخوابد و صبح روز بعد معلمی به او میگوید که اگر نمیخواهد مثل ساز دف آسیب دیده باشد، باید سرش را پایین نگه دارد و احتیاط کند. این شعر به نوعی هشدار و نصیحت به خودداری و احتیاط در زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شنیدم که در بزم ترکان مست
مریدی دف و چنگ مطرب شکست
چو چنگش کشیدند حالی به موی
غلامان و چون دف زدندش به روی
شب از درد چوگان و سیلی نخفت
دگر روز پیرش به تعلیم گفت
نخواهی که باشی چو دف روی ریش
چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش