باب ششم در قناعت

بخش ۱۲ - حکایت

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شنیدم که صاحبدلی نیکمرد

یکی خانه بر قامت خویش کرد

۲

کسی گفت می‌دانمت دسترس

کز این خانه بهتر کنی، گفت بس

۳

چه می‌خواهم از طارم افراشتن؟

همینم بس از بهر بگذاشتن

۴

مکن خانه بر راه سیل، ای غلام

که کس را نگشت این عمارت تمام

۵

نه از معرفت باشد و عقل و رای

که بر ره کند کاروانی سرای

بازگشت به سروده‌های سعدی