عبادت به اخلاص نیت نکوست
وگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟
این شعر درباره اهمیت اخلاص نیت در عبادت و واقعی بودن انسان است. شاعر بیان میکند که ظواهر و تظاهر به دینداری بدون نیت خالص ارزشی ندارد. استفاده از لباس یا ظاهر زیبا در صورتی که باطن خالی از صداقت باشد، فاقد معناست. همچنین اشاره میشود که افراد نمیتوانند خود را از نگاه دیگران مخفی کنند و در نهایت باطن انسانها نمایان میشود. در نهایت، تأکید بر این است که انسان باید با اخلاص و صداقت زندگی کند و از تظاهر به دور باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عبادت به اخلاص نیت نکوست
وگر نه چه آید ز بی مغز پوست؟
چه زنار مغ در میانت چه دلق
که در پوشی از بهر پندار خلق
مکن گفتمت مردی خویش فاش
چو مردی نمودی مخنث مباش
به اندازهٔ بود باید نمود
خجالت نبرد آن که ننمود و بود
که چون عاریت بر کنند از سرش
نماید کهن جامهای در برش
اگر کوتهی پای چوبین مبند
که در چشم طفلان نمایی بلند
وگر نقره اندوده باشد نحاس
توان خرج کردن بر ناشناس
منه جان من آب زر بر پشیز
که صراف دانا نگیرد به چیز
زر اندودگان را به آتش برند
پدید آید آنگه که مس یا زرند
ندانی که بابای کوهی چه گفت
به مردی که ناموس را شب نخفت؟
برو جان بابا در اخلاص پیچ
که نتوانی از خلق رستن به هیچ
کسانی که فعلت پسندیدهاند
هنوز از تو نقش برون دیدهاند
چه قدر آورد بنده حوردیس
که زیر قبا دارد اندام پیس؟
نشاید به دستان شدن در بهشت
که بازت رود چادر از روی زشت