باب پنجم در رضا

بخش ۱۲ - مثل

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شتر بچه با مادر خویش گفت:

«پس از رفتن، آخر زمانی بخفت»

۲

بگفت «ار به دست من استی مهار

ندیدی کسم بارکش در قطار»

۳

قضا کشتی آنجا که خواهد بَرَد

وگر ناخدا جامه بر تن درد

۴

مکن سعدیا دیده بر دست کس

که بخشنده پروردگار است و بس

۵

اگر حق پرستی ز درها بَسَت

که گر وی بِرانَد نخوانَد کسَت

۶

گر او تاجدارت کند سر بر آر

وگر نه سرِ ناامیدی بخار

بازگشت به سروده‌های سعدی