باب پنجم در رضا

بخش ۱۱ - حکایت

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چه خوش گفت شاگرد منسوج باف

چو عنقا بر آورد و پیل و زراف

۲

مرا صورتی بر نیاید ز دست

که نقشش معلم ز بالا نبست

۳

گرت صورت حال بد یا نکوست

نگارندهٔ دست تقدیر، اوست

۴

در این‌، نوعی از شرک پوشیده هست

که زیدم بیازرد و عمروم بخست

۵

گرت دیده بخشد خداوند امر

نبینی دگر صورت زید و عمرو

۶

نپندارم ار بنده دم در کشد

خدایش به روزی قلم در کشد

۷

جهان‌آفرینت گشایش دهاد

که گر وی ببندد‌، که داند گشاد‌؟

بازگشت به سروده‌های سعدی