باب پنجم در رضا

بخش ۶ - حکایت

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شنیدم که دیناری از مفلسی

بیفتاد و مسکین بجستش بسی

۲

به آخر سر ناامیدی بتافت

یکی دیگرش ناطلب کرده یافت

۳

به بدبختی و نیکبختی قلم

بگردید و ما همچنان در شکم

۴

نه روزی به سرپنجگی می‌خورند

که سرپنجگان تنگ‌روزی ترند

۵

بسا چاره‌دانا به سختی بمرد

که بیچاره گوی سلامت ببرد

بازگشت به سروده‌های سعدی