یکی خوبکردارِ خوشخوی بود
که بدسیرتان را نکوگوی بود
در این اشعار، فردی خوبکردار و مهربان توصیف میشود که درباره رفتار ناپسند دیگران دیدگاه مثبتی دارد. او خواب میبیند که شخصی از او خواسته داستانی از زندگیاش را روایت کند. در این داستان، او با لبخند و صدایی دلنشین میگوید که بر او سختیهایی گذشته، اما او هرگز بر دیگران سخت نگرفته و مهربانی را در پیش گرفته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی خوبکردارِ خوشخوی بود
که بدسیرتان را نکوگوی بود
به خوابش کسی دید چون درگذشت
که باری حکایت کن از سرگذشت
دهانی به خنده چو گُل باز کرد
چو بلبل به صوتی خوش آغاز کرد
که بر من نکردند سختی بسی
که من سخت نگرفتمی بر کسی