باب چهارم در تواضع

بخش ۱۵ - حکایت در محرومی خویشتن بینان

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یکی در نجوم اندکی دست داشت

ولی از تکبر سری مست داشت

۲

بر کوشیار آمد از راه دور

دلی پر ارادت، سری پر غرور

۳

خردمند از او دیده بردوختی

یکی حرف در وی نیاموختی

۴

چو بی بهره عزم سفر کرد باز

بدو گفت دانای گردن فراز

۵

تو خود را گمان برده‌ای پر خرد

انائی که پر شد دگر چون برد؟

۶

ز دعوی پری زان تهی می‌روی

تهی آی تا پر معانی شوی

۷

ز هستی در آفاق سعدی صفت

تهی گرد و باز آی پر معرفت

بازگشت به سروده‌های سعدی