شنیدم که فرزانهای حق پرست
گریبان گرفتش یکی رند مست
در این شعر، مردی پاک و حقپرست مورد آزار یک رند مست قرار میگیرد. این مرد صادق و باخودباوری سکوت میکند و تحمل میکند. دیگران به او میگویند که چرا تحمل میکند، اما او در پاسخ میگوید که نمیتوان با نادانی که هوشیاری ندارد، درگیر شد. او به درستی متوجه میشود که هنر در زندگی، به معنای تحمل جفا و نشان دادن مهربانی است. در نهایت، او به جهل و نادانی رند مست اشاره میکند و به دیگران نصیحت میکند که نباید به او بها دهند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شنیدم که فرزانهای حق پرست
گریبان گرفتش یکی رند مست
از آن تیره دل مرد صافی درون
قفا خورد و سر بر نکرد از سکون
یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟
تحمل دریغ است از این بی تمیز
شنید این سخن مرد پاکیزه خوی
بدو گفت از این نوع با من مگوی
درَد مستِ نادان ، گریبان مرد،
که با شیر جنگی سگالد نبرد؟
ز هشیار عاقل نزیبد که دست
زند در گریبان نادان مست
هنرور چنین زندگانی کند
جفا بیند و مهربانی کند