باب چهارم در تواضع

بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست

گریبان گرفتش یکی رند مست

۲

از آن تیره دل مرد صافی درون

قفا خورد و سر بر نکرد از سکون

۳

یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟

تحمل دریغ است از این بی تمیز

۴

شنید این سخن مرد پاکیزه خوی

بدو گفت از این نوع با من مگوی

۵

درَد مستِ نادان ، گریبان مرد،

که با شیر جنگی سگالد نبرد؟

۶

ز هشیار عاقل نزیبد که دست

زند در گریبان نادان مست

۷

هنرور چنین زندگانی کند

جفا بیند و مهربانی کند

بازگشت به سروده‌های سعدی