باب چهارم در تواضع

بخش ۲ - حکایت در این معنی

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یکی قطره باران ز ابری چکید

خجل شد چو پهنای دریا بدید

۲

که جایی که دریاست من کیستم؟

گر او هست حقا که من نیستم

۳

چو خود را به چشم حقارت بدید

صدف در کنارش به جان پرورید

۴

سپهرش به جایی رسانید کار

که شد نامور لؤلؤ شاهوار

۵

بلندی از آن یافت کاو پست شد

در نیستی کوفت تا هست شد

۶

تواضع کند هوشمند گزین

نهد شاخ پر میوه سر بر زمین

بازگشت به سروده‌های سعدی