باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۸ - گفتار در معنی فنای موجودات در معرض وجود باری

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست

بر عارفان جز خدا هیچ نیست

۲

توان گفتن این با حقایق شناس

ولی خرده گیرند اهل قیاس

۳

که پس آسمان و زمین چیستند؟

بنی آدم و دام و دد کیستند؟

۴

پسندیده پرسیدی ای هوشمند

بگویم گر آید جوابت پسند

۵

که هامون و دریا و کوه و فلک

پری و آدمی‌زاد و دیو و ملک

۶

همه هرچه هستند از آن کمترند

که با هستیش نام هستی برند

۷

عظیم است پیش تو دریا به موج

بلند است خورشید تابان به اوج

۸

ولی اهل صورت کجا پی برند

که ارباب معنی به ملکی درند

۹

که گر آفتاب است یک ذره نیست

وگر هفت دریاست یک قطره نیست

۱۰

چو سلطان عزت علم بر کشد

جهان سر به جیب عدم در کشد

بازگشت به سروده‌های سعدی