باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۱۰ - حکایت

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یکی در نشابور دانی چه گفت

چو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟

۲

توقع مدار ای پسر گر کسی

که بی سعی هرگز به جایی رسی

۳

سمیلان چو می بر نگیرد قدم

وجودی است بی منفعت چون عدم

۴

طمع دار سود و بترس از زیان

که بی بهره باشند فارغ زیان

بازگشت به سروده‌های سعدی