باب سوم در عشق و مستی و شور

بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل

رباید همی صبر و آرام دل

۲

به بیداریش فتنه بر خَد و خال

به خواب اندرش پای بند خیال

۳

به صدقش چنان سر نهی در قدم

که بینی جهان با وجودش عدم

۴

چو در چشم شاهد نیاید زرت

زر و خاک یکسان نماید برت

۵

دگر با کست بر نیاید نفس

که با او نماند دگر، جایِ کس

۶

تو گویی به چشم اندرش منزل است

وگر دیده بر هم نهی، در دل است

۷

نه اندیشه از کس که رسوا شوی

نه قوت که یک دم شکیبا شوی

۸

گرت جان بخواهد، به لب بر نهی

ورت تیغ بر سر نهد، سر نهی

بازگشت به سروده‌های سعدی