تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
که فردا نگیرد خدا با تو سخت
در این شعر، نیما به انسانهای نیکبخت توصیه میکند که با دیگران با مهربانی و انصاف رفتار کنند تا در آینده دچار مشکلات نشوند. او بیان میکند که اگر فردی به زمین بیفتد، باید کسی به او کمک کند و نباید بر دیگران ظلم شود، زیرا قدرت و مقام ممکن است به راحتی از بین برود. نیما همچنین هشدار میدهد که بر روی ضعف افراد نباید فشار آورد، زیرا این کار میتواند به ضرر خود فرد منجر شود. او به مردم توصیه میکند که حس کینه و بدی را در دلهایشان نکارند و به یاد داشته باشند که قدرت و ثروت ممکن است به سادگی از دست برود. در نهایت، او تاکید میکند که نباید دل زیر دستان را شکست و به یاد داشته باشیم که ممکن است روزی خود ما در موقعیت ضعف قرار بگیریم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
که فردا نگیرد خدا با تو سخت
گر از پا در آید، نماند اسیر
که افتادگان را بود دستگیر
به آزار فرمان مده بر رهی
که باشد که افتد به فرماندهی
چو تمکین و جاهت بود بر دوام
مکن زور بر ضعف درویش عام
که افتد که با جاه و تمکین شود
چو بیدق که ناگاه فرزین شود
نصیحت شنو مردم دوربین
نپاشند در هیچ دل تخم کین
خداوند خرمن زیان میکند
که بر خوشهچین سر گران میکند
نترسد که نعمت به مسکین دهند
وزآن بار غم بر دل این نهند؟
بسا زورمندا که افتاد سخت
بس افتاده را یاوری کرد بخت
دل زیر دستان نباید شکست
مبادا که روزی شوی زیردست