یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
در این شعر، داستانی درباره مردی آمده است که در بیابان سگی تشنه را مییابد. او با کمال محبت و نیکطینتی، به سگ آب میدهد. پیامبر خبر میدهد که خداوند گناهان او را بخشیده است. شاعر به مردم توصیه میکند که در اعمال نیکو و وفا به دیگران پیشقدم باشند و یادآور میشود که نیکی به هر موجودی، حتی سگ، بیاثر نیست. همچنین، به این نکته اشاره میکند که بخشش و مهربانی بویژه وقتی که از دسترنج و زحمت خود ببخشد، بیمزد و پاداش نخواهد ماند. در نهایت، او بیان میکند که اعمال نیک همیشه نتیجهای مثبت دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی در بیابان سگی تشنه یافت
برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش
چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد
سگ ناتوان را دمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد
که داور گناهان از او عفو کرد
الا گر جفاکاری اندیشه کن
وفا پیش گیر و کرم پیشه کن
کسی با سگی نیکویی گم نکرد
کجا گم شود خیر با نیکمرد؟
کرم کن چنان کهت برآید ز دست
جهانبان در خیر بر کس نبست
به قنطار زر بخش کردن ز گنج
نباشد چو قیراطی از دسترنج
برد هر کسی بار در خورد زور
گران است پای ملخ پیش مور