باب دوم در احسان

بخش ۷ - حکایت

سرودهٔ سعدی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

بزارید وقتی زنی پیش شوی

که دیگر مخر نان ز بقال کوی

۲

به بازار گندم‌فروشان گرای

که این جو‌فروشی‌ست گندم‌نما‌ی

۳

نه از مشتری‌، کز زحام مگس

به یک هفته رویش ندیده‌ست کس

۴

به‌دلداری آن مرد صاحب‌نیاز

به زن گفت کای روشنایی بساز

۵

به امید ما کلبه اینجا گرفت

نه مردی بوَد نفع از او وا گرفت

۶

ره نیک‌مردان‌ِ آزاده گیر

چو استاده‌ای دست افتاده گیر

۷

ببخشای کآنان که مرد حقند

خریدار دکان بی‌رونق‌ند

۸

جوانمرد اگر راست خواهی ولی‌ست

کرم پیشهٔ شاه مردان علی‌ست

بازگشت به سروده‌های سعدی