اگر هوشمندی به معنی گرای
که معنی بماند ز صورت به جای
این متن بیانگر اهمیت هوشمندی و خودآگاهی در زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر فردی دارای دانش و فضائل انسانی نباشد، وجود او بیمعنا میشود. او به انسانها توصیه میکند که به جای تمرکز بر دنیا و مادیات، به درون خود و خصوصیات اخلاقی خود توجه کنند. شاعر همچنین هشدار میدهد که نباید از دیگران انتظار کمک داشت، زیرا در مواقع سختی، تنها خود انسان است که میتواند به خود کمک کند. او به این نکته اشاره میکند که افرادی که از دنیا چیزی نمیبرند، باید به آخرت خود اهمیت دهند و نصیبهایی برای آینده خود ذخیره کنند. در نهایت، شاعر به بشر توصیه میکند که نسبت به نیازمندان بیتوجه نباشد و در کردار خود با محبت و مهربانی پیش برود، چرا که هر کسی ممکن است روزی در موقعیتی مشابه قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر هوشمندی به معنی گرای
که معنی بماند ز صورت به جای
که را دانش و جود و تقوی نبود
به صورت درش هیچ معنی نبود
کسی خسبد آسوده در زیر گل
که خسبند از او مردم آسوده دل
غم خویش در زندگی خور که خویش
به مرده نپردازد از حرص خویش
زر و نعمت اکنون بده کان تست
که بعد از تو بیرون ز فرمان تست
نخواهی که باشی پراکنده دل
پراکندگان را ز خاطر مهل
پریشان کن امروز گنجینه چست
که فردا کلیدش نه در دست تست
تو با خود ببر توشه خویشتن
که شفقت نیاید ز فرزند و زن
کسی گوی دولت ز دنیا برد
که با خود نصیبی به عقبی برد
به غمخوارگی چون سرانگشت من
نخارد کس اندر جهان پشت من
مکن، بر کف دست نه هر چه هست
که فردا به دندان بری پشت دست
به پوشیدن ستر درویش کوش
که ستر خدایت بود پرده پوش
مگردان غریب از درت بی نصیب
مبادا که گردی به درها غریب
بزرگی رساند به محتاج خیر
که ترسد که محتاج گردد به غیر
به حال دل خستگان در نگر
که روزی تو دلخسته باشی مگر
درون فروماندگان شاد کن
ز روز فروماندگی یاد کن
نه خواهندهای بر در دیگران؟
به شکرانه خواهنده از در مران