به تدبیر جنگ بد اندیش کوش
مصالح بیندیش و نیت بپوش
این اشعار به تدبیر و احتیاط در جنگ و امور نظامی اشاره دارد. شاعر به این نکته تأکید میکند که باید در انتخاب مشاوران و همراهان دقت کرد و از افشای رازها به دیگران پرهیز نمود، زیرا ممکن است در میان آنها جاسوسانی وجود داشته باشند. همچنین به قدرت و تدبیر در میادین نبرد و اهمیت نیکسیرتی و مهرورزی به جای کینهورزی اشاره میکند. شاعر به این باور است که کارها با مهربانی و خوشرویی بهتر پیش میرود تا با زور و قهر، و یادآور میشود که حمایت و دعا از افراد ضعیف میتواند نیرویی ارزشمند باشد. در نهایت، بر اهمیت اتحاد و همیاری در رسیدن به پیروزی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به تدبیر جنگ بد اندیش کوش
مصالح بیندیش و نیت بپوش
منه در میان راز با هر کسی
که جاسوس هم کاسه دیدم بسی
سکندر که با شرقیان حرب داشت
در خیمه گویند در غرب داشت
چو بهمن به زاولستان خواست شد
چپ آوازه افکند و از راست شد
اگر جز تو داند که عزم تو چیست
بر آن رای و دانش بباید گریست
کرم کن، نه پرخاش و کینآوری
که عالم به زیر نگین آوری
چو کاری بر آید به لطف و خوشی
چه حاجت به تندی و گردن کشی؟
نخواهی که باشد دلت دردمند
دل دردمندان بر آور ز بند
به بازو توانا نباشد سپاه
برو همت از ناتوانان بخواه
دعای ضعیفان امیدوار
ز بازوی مردی به آید به کار
هر آن کاستعانت به درویش برد
اگر بر فریدون زد از پیش برد