میان دو بدخواه کوتاه دست
نه فرزانگی باشد ایمن نشست
در این شعر به تبیین دوستی و دشمنی پرداخته میشود. بیان میکند که در میان دو دشمن هرگز نمیتوان در امنیت نشست، زیرا اگر هر دو با هم رازهای خود را به اشتراک بگذارند، میتوانند به یکدیگر آسیب برسانند. همچنین پیشنهاد میشود که باید یکی از آنها را به وسیله نیرنگ مشغول کرد و دیگری را نابود ساخت. در مواقع جنگ، لازم است که تدبیر و حکمت را به کار گرفت و به جای جنگ با دشمن، دوستی را انتخاب کرد. در نهایت، تأکید میشود که در زمانی که دشمنان سرگرم درگیری با یکدیگر هستند، بهتر است شخص با دوستانش در آرامش زندگی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میان دو بدخواه کوتاه دست
نه فرزانگی باشد ایمن نشست
که گر هر دو باهم سگالند راز
شود دست کوتاه ایشان دراز
یکی را به نیرنگ مشغول دار
دگر را برآور ز هستی دمار
اگر دشمنی پیش گیرد ستیز
به شمشیر تدبیر خونش بریز
برو دوستی گیر با دشمنش
که زندان شود پیرهن بر تنش
چو در لشکر دشمن افتد خلاف
تو بگذار شمشیر خود در غلاف
چو گرگان پسندند بر هم گزند
بر آساید اندر میان گوسفند
چو دشمن به دشمن بود مشتغل
تو با دوست بنشین به آرام دل