چو الب ارسلان جان به جانبخش داد
پسر تاج شاهی به سر برنهاد
در این اشعار، شاعر به مرگ الب ارسلان و جانشینی پسرش اشاره میکند. او میگوید که دنیا در حال تغییر و ناپایدار است و هر لحظه ممکن است شرایط عوض شود. به همین دلیل، نباید به دنیا دل بست و باید از هر روز و هر لحظه زندگی بهره برد. شاعر به بیثباتی زندگی و ناپایداری خوشیها اشاره میکند و توصیه میکند که در سال جاری باید از زندگی لذت ببریم، زیرا سال آینده ممکن است تفاوتهای زیادی داشته باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو الب ارسلان جان به جانبخش داد
پسر تاج شاهی به سر برنهاد
به تربت سپردندش از تاجگاه
نه جای نشستن بد آماجگاه
چنین گفت دیوانهای هوشیار
چو دیدش پسر روز دیگر سوار
زهی ملک و دوران سر در نشیب
پدر رفت و پای پسر در رکیب
چنین است گردیدن روزگار
سبک سیر و بدعهد و ناپایدار
چو دیرینه روزی سرآورد عهد
جوان دولتی سر برآرد ز مهد
منه بر جهان دل که بیگانهای است
چو مطرب که هر روز در خانهای است
نه لایق بود عیش با دلبری
که هر بامدادش بود شوهری
نکویی کن امسال چون ده تو راست
که سال دگر دیگری دهخداست