مگو جاهی از سلطنت بیش نیست
که ایمنتر از ملک درویش نیست
حضرت سعدی جایگاه قناعت و درویشی را بالاتر از پادشاهی میداند. وی خوشیها و سختیها، غمها و شادیها زندگی را گذرا میداند و افراد را در هر جایگاهی که باشند با فرارسیدن مرگ با هم یکسان و برابر میداند. حضرت سعدی گوشزد میکند هرچه از امورات و تعلقات زندگی مادی دورتر باشیم در آخرت نامه اعمال سبکتری داریم و سوال و جواب کمتری در انتظار ماست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مگو جاهی از سلطنت بیش نیست
که ایمنتر از ملک درویش نیست
سبکبار مردم سبکتر روند
حق این است و صاحبدلان بشنوند
تهیدست تشویش نانی خورد
جهانبان به قدر جهانی خورد
گدا را چو حاصل شود نان شام
چنان خوش بخسبد که سلطان شام
غم و شادمانی به سر میرود
به مرگ این دو از سر به در میرود
چه آن را که بر سر نهادند تاج
چه آن را که بر گردن آمد خراج
اگر سرفرازی به کیوان بر است
وگر تنگدستی به زندان در است
چو خیل اجل بر سر هر دو تاخت
نمی شاید از یکدگرشان شناخت