خبر یافت گردنکشی در عراق
که میگفت مسکینی از زیر طاق
این شعر در مورد یک گردنکش در عراق است که از مردم میخواهد امید داشته باشند. او به مسکینی اشاره میکند که در زیر یک طاق نشسته و امیدوار است. شاعر تأکید میکند که اگر کسی نمیخواهد دلش دردمند باشد، باید به دادخواهی از دل دردمندان بپردازد. در ادامه، اشاره میشود که پریشانی خاطر میتواند قدرت یک پادشاه را کم کند. همچنین، شاعر از فردی که در آرامش و امنیت است میخواهد تا احساس همدردی با دیگران را نادیده نگیرد و در نهایت به این نکته اشاره میکند که تنها خداست که میتواند از پادشاه حقی را بستاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خبر یافت گردنکشی در عراق
که میگفت مسکینی از زیر طاق
تو هم بر دری هستی امیدوار
پس امید بر در نشینان برآر
نخواهی که باشد دلت دردمند
دل دردمندان برآور ز بند
پریشانی خاطر دادخواه
براندازد از مملکت پادشاه
تو خفته خنک در حرم نیمروز
غریب از برون گو به گرما بسوز
ستانندهٔ داد آن کس خداست
که نتواند از پادشه دادخواست