تو کی بشنوی نالهٔ دادخواه
به کیوان برت کلهٔ خوابگاه؟
در این شعر، شاعر از شنیدن نالهها و فریادهای دادخواهی صحبت میکند و به چگونگی بیعدالتیهایی که در اطراف وجود دارند اشاره میکند. او از کسی که به خواب غفلت رفته انتقاد میکند و از او میخواهد که به صدای فریادهای مظلومان توجه کند. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که باید در برابر ظالم ایستادگی کرد و از حقیقت سخن گفت. او تأکید میکند که باید از طمع و رشوه دوری کرد و فقط حقیقت را بیان کرد. در پایان، او به شجاعت و قدرت کلام تأکید میکند و از مخاطب میخواهد تا با صداقت و بدون ترس از حقایق بگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو کی بشنوی نالهٔ دادخواه
به کیوان برت کلهٔ خوابگاه؟
چنان خسب کآید فغانت به گوش
اگر دادخواهی برآرد خروش
که نالد ز ظالم که در دور توست
که هر جور کاو میکند جور توست
نه سگ دامن کاروانی درید
که دهقان نادان که سگ پرورید
دلیر آمدی سعدیا در سخن
چو تیغت به دست است فتحی بکن
بگو آنچه دانی که حق گفته به
نه رشوت ستانی و نه عشوه ده
طمع بند و دفتر ز حکمت بشوی
طمع بگسل و هرچه دانی بگوی