نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست
وگر خون به فتوی بریزی رواست
این شعر به موضوعاتی چون انصاف، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از ظلم میپردازد. شاعر بیان میکند که در اسلام، نوشیدن آب اشکالی ندارد، اما ریختن خون بیگناهان خلاف شرع است. او میگوید که اگر کسی از کشتن بیگناهان باکی نداشته باشد، پس باکی از قانون نمیکند. در عوض، باید از دیگران حمایت کنیم و به بینوایان کمک رسانیم. شاعر به داستان زندانیان و کار تجار اشاره میکند و میگوید که هر ظلمی میتواند عواقب وخیمی برای دیگران داشته باشد. او بر اهمیت اخلاق و احترام به حقوق دیگران تأکید میکند و یادآور میشود که یک عمل ناپسند میتواند سالها اعتبار و نام نیک کسی را نابود کند. در نهایت، تأکید دارد که یک فرد آزاد و با ارزش، نباید به مالی که متعلق به دیگران است چشم بدوزد و همواره باید به فکر رفاه دیگران باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست
وگر خون به فتوی بریزی رواست
که را شرع فتوی دهد بر هلاک
الا تا نداری ز کشتنش باک
وگر دانی اندر تبارش کسان
بر ایشان ببخشای و راحت رسان
گنه بود مرد ستمکاره را
چه تاوان زن و طفل بیچاره را؟
تنت زورمند است و لشکر گران
ولیکن در اقلیم دشمن مران
که وی بر حصاری گریزد بلند
رسد کشوری بی گنه را گزند
نظر کن در احوال زندانیان
که ممکن بود بیگنه در میان
چو بازارگان در دیارت بمرد
به مالش خساست بود دستبرد
کز آن پس که بر وی بگریند زار
به هم باز گویند خویش و تبار
که مسکین در اقلیم غربت بمرد
متاعی کز او ماند ظالم ببرد
بیندیش از آن طفلک بی پدر
وز آه دل دردمندش حذر
بسا نام نیکوی پنجاه سال
که یک نام زشتش کند پایمال
پسندیده کاران جاوید نام
تطاول نکردند بر مال عام
بر آفاق اگر سر به سر پادشاست
چو مال از توانگر ستاند گداست
بمرد از تهیدستی آزاد مرد
ز پهلوی مسکین شکم پر نکرد