گر دولت و بخت باشد و روزبهی
در پای تو سر ببازم ای سرو سهی
در این شعر، شاعر از عشق و اشتیاق به معشوق صحبت میکند. او بیان میکند که اگر بخت و روزگار به او یاری کند، حاضر است برای معشوقش فدای خود شود. او نشان میدهد که کردار معشوق برایش بسیار ارزشمند است و حتی نگران است که مبادا معشوق بر او پا بگذارد. این ابیات به زیبایی احساسات عمیق عشق و محبت را منتقل میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر دولت و بخت باشد و روزبهی
در پای تو سر ببازم ای سرو سهی
سهل است که من در قدمت خاک شوم
ترسم که تو پای بر سر من ننهی