گر دشمن من به دوستی بگزینی
مسکین چه کند با تو به جز مسکینی؟
در این اشعار شاعر به بیان احساسات خود میپردازد و میگوید اگر دشمن او دوست شود، او چه کند جز اینکه خود را مسکین و بیچاره احساس کند. شاعر همچنین به این اشاره میکند که هرچقدر دشمنش بدی و زشتی کند، او به نوعی همچنان تلاش میکند تا دلپذیری و شیرینی را حفظ کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر دشمن من به دوستی بگزینی
مسکین چه کند با تو به جز مسکینی؟
صد جور بکن که همچنان مطبوعی
صد تلخ بگو که همچنان شیرینی