ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی
تا صورت حال دردمندان بینی
شاعر در این ابیات به عشق و محبت میپردازد و از محبوبش میخواهد که برای آشنایی با حال دردمندان و نیازمندان لحظهای درنگ کند. او به صراحت میگوید که به شدت عاشق محبوب است و از او میخواهد که ضعفهایش را نادیده بگیرد، زیرا او به قدری شیرین و جذاب است که نمیتواند از عشق به او چشمپوشی کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای مایهٔ درمان نفسی ننشینی
تا صورت حال دردمندان بینی
گر من به تو فرهاد صفت شیفتهام
عیبم مکن ای جان که تو بس شیرینی