کردیم بسی جام لبالب خالی
تا بو که نهیم لب بران لب حالی
شاعر در این ابیات از تجربهی عشق و احساسات عمیق خود صحبت میکند. او از نوشیدن جام عشق میگوید که خالی است و به دنبال وصالی شیرین با معشوق خود است. ترس او از این است که ناگهان بر اثر جدایی از محبوب، جانش را از دست دهد و تنها در قالبی خالی باقی بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کردیم بسی جام لبالب خالی
تا بو که نهیم لب بران لب حالی
ترسنده ازان شدم که ناگاه ز جان
بیوصل لبت کنیم قالب خالی