گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری
باشد که بلای عشق گردد سپری
در این شعر، شاعر از تصمیم خود برای توبه و دوری از عشق میگوید، تا شاید بتواند خود را از مشکلات و مصائب عشق رهایی بخشد. او با حسرت به معشوق مینگرد و میگوید که زیبایی معشوقش بار دیگر او را شیفته کرده و همچنان درگیر عشق اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم بکنم توبه ز صاحبنظری
باشد که بلای عشق گردد سپری
چندانکه نگه میکنم ای رشک پری
بار دومین از اولین خوبتری