گیرم که به فتوای خردمندی و رای
از دایرهٔ عقل برون ننهم پای
در این ابیات، شاعر به این موضوع اشاره میکند که حتی اگر بر اساس نظر عقل و خردمندان از مسیر درست منحرف نشود، نمیتواند بر تمایلات و خواستههای طبیعی خود غلبه کند. او به نوعی اعتراض میکند که این خواستهها و تمایلاتی که در او وجود دارد، به دست خدا به وجود آمده و نمیتواند آنها را نادیده بگیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گیرم که به فتوای خردمندی و رای
از دایرهٔ عقل برون ننهم پای
با میل که طبع میکند چتوان کرد؟
عیبست که در من آفریدست خدای