مه را ز فلک به طرف بام آوردن
وز روم، کلیسیا به شام آوردن
در این شعر شاعر از سختی و ناممکن بودن وصال یار خود میگوید که چنان دشوار است که از بهزیر کشیدن ماه آسمان، تغییر دین سرزمینها و جبران عبادات از دسترفته دشوارتر و ناممکنتر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مه را ز فلک به طرف بام آوردن
وز روم، کلیسیا به شام آوردن
در وقت سحر نماز شام آوردن
بتوان، نتوان تو را به دام آوردن