من خاک درش به دیده خواهم رُفتن
ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن
در این شعر، شاعر میگوید که برای خدمت به یار خود از هیچکاری دریغ نخواهد کرد و به بدگوییهای خصم اهمیت نمیدهد. او خود را همچون مگسی میبیند که غرق عسل شده که نمیتواند دست از یار خود بردارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من خاک درش به دیده خواهم رُفتن
ای خصم بگوی هرچه خواهی گفتن
چون پای مگس که در عسل سخت شود
چندانکه برانی نتواند رفتن