یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان
تا پیش قدت چنگ زند سرو روان
این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره دارد که مانند خسرو خوبان جهان است و دیگران به پای او خم میشوند. شاعر از درد و رنجی که به خاطر فراق این معشوق متحمل میشود، صحبت میکند و به ستم و بیوفایی او اشاره میکند، و در نهایت به بیمعنایی این فراق اشاره دارد که نه دینی دارد و نه به اصول شناخته شده مرتبط است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یرلیغ ده ای خسرو خوبان جهان
تا پیش قدت چنگ زند سرو روان
تا کی برم از دست جفای تو قلان
نی شرع محمدست نی یاسهٔ خان