میآیی و لطف و کرمت میبینم
آسایش جان در قدمت میبینم
در این شعر، شاعر از حضور محبوبش سخن میگوید و بیان میکند که وقتی او در کنار اوست، فضایی از آرامش و لطف را احساس میکند. حتی در غیاب او نیز، شاعر احساس میکند که همت و محبت او را در هر جایی که نگاه کند، میبیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میآیی و لطف و کرمت میبینم
آسایش جان در قدمت میبینم
وآن وقت که غایبی همت میبینم
هر جا که نگه میکنمت میبینم