من بی تو سکون نگیرم و خو نکنم
بی عارض گلبوی تو گل بو نکنم
شاعر در این ابیات بیان میکند که بدون محبوبش آرام نمیگیرد و نمیتواند به زندگی ادامه دهد. او هرگز نمیتواند عطر گلهای محبوبش را فراموش کند. دیگران میگویند که باید او را فراموش کند تا برود، اما شاعر میگوید نمیتواند فراموشش کند و این احساسات همچنان در او باقی خواهد ماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بی تو سکون نگیرم و خو نکنم
بی عارض گلبوی تو گل بو نکنم
گویند فراموش کنش تا برود
الحمد فراموش کنم و او نکنم