آرام دل خویش نجویم چه کنم؟
وندر طلبش به سر نپویم چه کنم؟
شاعر در این بیتها از ناامیدی و درد دل صحبت میکند. او در جستجوی آرامش و دلخواه خود است اما نمیداند چگونه آن را بیابد. دیگران به او میگویند که به خاطر عشقش خود را آزار ندهد، اما او در دام عشق گرفتار است و نمیتواند به راحتی از آن رهایی یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آرام دل خویش نجویم چه کنم؟
وندر طلبش به سر نپویم چه کنم؟
گویند مرو که خون خود میریزی
مادام که در کمند اویم چه کنم؟