میندیش که سست عهد و بدپیمانم
وز دوستیت فرار گیرد جانم
در این شعر، شاعر از سست عهدی و ناباب بودن دوستانش شکایت میکند و بیان میکند که از دوستی با آنها روحش رنج میبرد. حتی اگر زیباییاش به مرور زمان از بین برود، او هنوز هم به یاد خط و نشانههای دوستیش خواهد بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
میندیش که سست عهد و بدپیمانم
وز دوستیت فرار گیرد جانم
هرچند که به خط جمال منسوخ شود
من خط تو همچنان زنخ میخوانم