هرچند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لُر
در این شعر، شاعر به وجود خوبان و اهل علم در مناطق مختلف اشاره میکند و از میان آنها به شخصی خاص نام میبرد که مولای اوست. او یک عرب زاده به نام حر است که به زیبایی سخن میگوید. شاعر با این بیان، ارادت و محبت خود را به این شخصیت ابراز میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هرچند که هست عالم از خوبان پر
شیرازی و کازرونی و دشتی و لُر
مولای منست آن عربیزادهٔ حُر
کاخر به دهان حُلْو میگوید مُر