سودای تو از سرم به در مینرود
نقشت ز برابر نظر مینرود
در این ابیات، شاعر از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوقهاش سخن میگوید. او میگوید که عشقش هرگز از سرش نمیرود و تصویر معشوق از نظرش محو نمیشود. او همچنین بیان میکند که در پای معشوقهاش میافتد و بدون او زندگیاش بیمعنی است. بهعبارتی، عشق و وابستگی او به معشوقهاش بسیار عمیق و جدی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سودای تو از سرم به در مینرود
نقشت ز برابر نظر مینرود
افسوس که در پای تو ای سرو روان
سر میرود و بیتو به سر مینرود