چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد
بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد
شعر درباره این موضوع است که با تدبیر و تدبیر خوب، سرنوشت را نمیتوان تغییر داد. تلاش و صحبت کردن در این زمینه بیفایده است. شاعر به این نتیجه میرسد که بهتر است مدتی صبر کند، اما در نهایت میفهمد که صبر هم در این شرایط مؤثر نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد
بیفایده سعی و گفت و گو نتوان کرد
گفتم بروم صبر کنم یک چندی
هم صبر برو که صبر ازو نتوان کرد