گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست
یا مغز برآیدم چو بادام از پوست
این ابیات نشاندهندهی عشق و وفاداری عمیق شاعر به معشوق است. شاعر بیان میکند که اگر زخمهایی از سوی محبوبش بخورد، دردش را تنها برای خود حفظ میکند و هیچکس را از احساساتش باخبر نمیکند، تا اینکه دیگران ندانند که منظورش از این ناراحتی فقط همان معشوق است. در واقع، او با صبر و غیرت، احساس عمیقش را مخفی نگه میدارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر زخم خورم ز دست چون مرهم دوست
یا مغز برآیدم چو بادام از پوست
غیرت نگذاردم که نالم به کسی
تا خلق ندانند که منظور من اوست