ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست
این ابیات به عواطف عمیق و وابستگیهای عاطفی اشاره دارد. شاعر از احساس عشق و درد فراق سخن میگوید و میگوید که وجود محبت محبوب همچون خون در رگهای اوست. همچنین به مرغ سحر اشاره میکند که صبح را نوید میدهد، در حالی که او و دیگران از غم عشق شب را بیخوابی گذراندهاند. به طور کلی، این شعر نمایانگر عشق و اندوهی است که شخص در پی جدایی احساس میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای در دل من رفته چو خون در رگ و پوست
هرچ آن به سر آیدم ز دست تو نکوست
ای مرغ سحر تو صبح برخاستهای
ما خود همه شب نخفتهایم از غم دوست