از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
گویی به گناه مسخ کردندش پوست
این اشعار به نقل از احساسات عمیق و درد آلود شخصی اشاره دارند که به خاطر رنجهایی که به دیگران میزده، به نوعی دچار تحول و تغییر در ذات خود شده است. در ابتدا، او دل دیگران را میآزرد، اما اکنون خود به منبع غم و اندوه تبدیل شده و همه دردهای جهان بر دوش او سنگینی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بس که بیازرد دل دشمن و دوست
گویی به گناه مسخ کردندش پوست
وقتی غم او بر همه دلها بودی
اکنون همه غمهای جهان بر دل اوست