آن سست وفا که یار دلسخت من است
شمع دگران و آتشِ رخت من است
در این ابیات شاعر از یک عشق نااستوار سخن میگوید که همزمان برای دیگران شمع و روشنی است، اما برای او دردسر و آتش. او به این نکته اشاره میکند که در روابطش با دیگران، عشقش با او در تضاد است و این مشکل از خود او نیست، بلکه به بداقبالیاش مرتبط میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن سست وفا که یار دلسخت من است
شمع دگران و آتشِ رخت من است
ای با همه کس به صلح و با ما به خلاف
جرم از تو نباشد گنه از بخت من است