پس آنگه که خاک زمین داد بوس
چنین پاسخ آورد فرفوریوس
در این شعر، فرفوریوس به پرسش خداوند پاسخ میدهد که خاک زمین را بوسیده است. او توضیح میدهد که همه چیز باید در فاصلهای حرکت کند و هر چیزی در دنیا باید طبق حکم خداوند جاری باشد. او از خداوند میخواهد که از زمین و آسمان دور نرود، زیرا عدالت او همیشه پیروز است. او به تفکر درباره آفرینش جهان و چگونگی شکل گرفتن آن میپردازد. جهان با جوهری آفریده شده و آب به دو نیم تقسیم میشود؛ یکی تر و دیگر خشک. این دو نیمه باعث جنبش و سکون در آسمان و زمین میشوند. در نهایت، تأکید میکند که کوشش خرد تا اینجا مفید است و فراتر از این فکر جایی نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پس آنگه که خاک زمین داد بوس
چنین پاسخ آورد فرفوریوس
که تا دور باشد خرامشپذیر
تو بادی جهانداورِ دور گیر
سر از داد تو بر متاباد دهر
که داد تو بیداد را کرد قهر
ز پرسیدن شاهِ ایزدشناس
چنان در دل آمد مرا از قیاس
کزان پیشتر کاین جهان شد پدید
جهانآفرین جوهری آفرید
ز پروردن فیض پروردگار
به آبی شد آن جوهر آبدار
دو نیمه شد آن آبِ جوهرگشای
یکی زیر و دیگر زبر یافت جای
به طبع آن دو نیمه چو کافور و مشک
یکی نیمه تر گشت و یک نیمه خشک
ز تری یکی نیمه جنبشپذیر
ز خشکی دگر نیمه آرامگیر
شد آن آب جنبشپذیر آسمان
شد این آرمیده زمین در زمان
خرد تا بدینجاست کوشش نمای
برون زین خط اندیشه را نیست جای